یکشنبه 28 آبان ماه سال 1385
فصل سبز شعر من
فصل آغاز طلوعی دگر است
فصل بیداری من از ضربانهای تهی!
واژه ها در تپش ثانیه ها گم شده اند
و صدای من از اعماق زمین می آید
نقشها ... حجمها ... رنگها
همه از روز دگر می گویند
دست دیروز دگر بسته شده
اینجا نیست
روزها می گذرند
این کلامی نو نیست
من
به دنیای جدیدی رفتم!
و رسیدم به آمیزش نیلوفر و صبح
و رسیدم به بیداری یک شب پره از پیله ی خواب
من به تکرار یقین آوردم
و به پرواز ایمان ...
و در آغاز خزان
واژه ها پایان یافت
پس از آن ... عریانی ست ...




