جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 30 تیر ماه سال 1385

ابدیت ...

پنجره، باد و سپس نور سپید
و شتابی که در ادراک زمان مجهول است
منطقی نیست در انجام عدم
و فقط حس تهی بودن یک لاله مرا میفهمد
کوچ را همهمه ایست
جنگهایی خونین
و فقط من هستم
من، همیشه مغلوب ...
من، همیشه مصلوب ...
مرگ یک پایان است
بر عذابی که مرا میکاهد
زخمها بسیارند
و در اعماق وجودم جاریست
شعر پیوستن و هموار شدن
با سکوتی محتوم
دو سه خط تا ابدیت باقیست
...
...
...
ابدیت ...
ابدیت ...
...