سه شنبه 20 خرداد ماه سال 1382
سلام .....
تو این امتحانیه اصلا وقت واسه سر خاروندن هم نداشتم .... چه برسه به اینکه بخوام بیام سایت ....... الانم که اینجام یه ضرب از امتحان ریاضی میام ....... فکر کنم این رو هم به خوبی و خوشی و ایام به کام و گلاب به روتون می افتم ........ خدا عالمه!
بعدشم چون تو درس مستغرق و این حرفا بودم، دیگه هیچی تفکرات و افسوس و اینا نخوردم ...... اما الان اصلاْ حالم خوب نیست ...... فکرم نمیکنم واسه امتحان باشه ..... یه جوری شدم ..... اه
***************************************************************
جدیداْ (یعنی امروز) وقتی نوشته های قبلیمو میخونم انگار یه جوری میشم ... انگار مال من نیستن ...... انگار ...... انگار ....... کاغذین ........ یه جورین که نمیتونم با کلمه ها بیانشون کنم .......
برعکس خیلی ها که از قبل متن مینویسن و بعد هم ده دفه اصلاحات روش انجام میدن و بعد هم پاکنویسشون میکننو بعد یه دور صحافی و بعدشم ........ ..... .... ...........من نوشته هامو آن لاین مینویسم ...... اونم همون موقع به ذهنم میرسه ....... یعنی از قبل می دونم چی میخوام بگم ولی خوب پای کامپیوتر جمله هامو میسازم ........ شاید مال همینه که با نوشته هام احساس بیگانگی میکنم ........ ولی نه ......... قبلنا یعنی ۵--۶ سال پیشها هم که دچار غلیان احساسات شدم و یه دفتر خاطرات برا خودم جور کردم ..... بعد از یه مدت باهاش احساس بیگانگی میکردم ..... واسه همینم الان مدت مدیدیه که داره خاک میخوره ......... تازه قفل و کلید هم نداره!........... دیگه خودمو نمیشناسم ...... کسی منو میشناسه؟؟؟؟؟
***************************************************************
خیلی حرف دارم ولی میخوام برای خودم نگهشون دارم ....... فقط برای خودم......خود خودم

***************************************************************
از یه بچه میپرسن: امام اول کیه؟ یکم فکر میکنه، میگه: یه راهنمایی بکنید ......... میگن: شمشیرش معروفه ...... میگه: آها ........ ZORO !!!
به نظر من که این یکی از تفکر بر انگیز ترین جمله های عالمه ...... شما رو نمی دونم
***************************************************************
یکی به این بهنام بگه من نمی تونم بیام توی اون بلاگ ایرانی منحط !! غیر اخلاقی مستهجن اگه گیر بیفتم تا آخر دانشگاه از ورود به سایت محروم میشم!!! آخه من سابقه دارم .......(الکی الکی رفتیم کمیته انضباتی ..... ای خدا!!!!!!)
***************************************************************
آآآآآخ از دست اونهایی که می گن من حالا حالا ها آپدیت نمیکنم.......ولی وقتی قاچاقی میری تو بلاگش باید دو ساعت بشینی مطالب جدید بخونی ....... آآآآخ
***************************************************************
دیگه بسه ....... پاشین برین سر کار و زندگی تون ........
موفق و موءید باشید ... ... ... ...






